عسلعسل، تا این لحظه: 17 سال و 3 ماه و 5 روز سن داره

◕ ‿ ◕ ♥ فندق کوچــولوی خونمـــــون ♥ ◕ ‿ ◕

آموزشهای هفته ی دوم دی ماه

شعر ( من یه گلم نگام کنین )   من یه گلم نگاه کنین              چه خوشگلم نگاه کنین اول که گل نبودم                  فقط یه دونه بودم    یه دختر نازنین                     منو گذاشت رو زمین بارون اومد آبم داد                 خورشید اومد نورم داد قد کشیدم بزرگ شدم    &...
11 دی 1392

آموزشهای هفته ی اول دی ماه

شعر (باغ وحش)   قفس های باغ وحش       حیونهای رنگارنگ        پرنده های کوچولو         میمون و شیر و پلنگ میمونه شکلک میسازه       مردم رو خوشحال میکنه       با یدونه توپ کوچولو     تنهایی بازی میکنه نگاه کنین خرسه رو         وایساده روی دو پا         خرگوشه رو نگا کنین        هی می پره روی دوپا طاووسه رو نگا کنین   &n...
11 دی 1392

آموزشهای هفته چهارم آذر ماه

واحد کار   یلدا   شعر(شب یلدا)   بچه ها خبر خبر            شب یلدا شده باز ننه سرما اومده            روسرش ابر سیاه   رو موهاش برف سفید      بابا امشب خریده آجیل و یه هندونه          مامان مهربونم      انارو دون میکنه            ننه جون کنار من      میشینه قصه میگه سی ماهه مهمون ماست     &nbs...
11 دی 1392

عشق به امام حسین

سلام عزیزای دلم. عسل انقدر امام حسین رو دوست داره که هر فیلم تاریخی که میبینه میگه مامان فیلم حضرت امام حسین هستش؟ چند روز پیش هم خواب امام حسین رو دیده بود.  وقتی بیدار شد گفت مامان خواب حضرت امام حسین رو دیدم. می خواستم برم بوسش کنم ولی دشمنا نذاشتن. لباس منو با شمشیر از پشت پاره کردن.  منم گریه کردم.  ولی حضرت امام حسین منو بغل کرد و بوسم کرد. ولی من خیلی ترسیده بودم. فدای دل مهربونت بشم من.  که هر موقع که حرم میبینی میگی مامان بریم پیش حضرت امام حسین. خیلی بغضم گرفته.  انشاالله به خاطر دل پاک و معصوم عسل جونم که شده امام حسین بطلبه بریم پابوسش.  خوش بحالت عسل دلت انقدر پاکه که توی این س...
11 دی 1392

خانم دکتر گل

سلام به همه ی دوستای عزیزم  خوبین خدارو شکر؟؟؟؟؟؟ ما هم خوبیم و خوشیم و سلامتیم  عسل خانم مامان دکتر شده و داره عروسکای اتاقش رو معاینه می کنه.  خیلی بامزه هستش. اول معاینه می کنه و بعدش یه آمپول بهشون میزنه و میگه باید دارو بخوری تا خوب بشی.  فدات بشم من گل من. .  نور چشمامی عسل. همه دنیامی بخدا.  همه زندگی منو بابا فقط شده عسل.  خیلی دوستت دارم و همیشه برات آرزوی موفقیت دارم گل من.   اینم چند...
11 دی 1392

چند تا خرید برای عسل

دیروز با بابا رفتیم بیرون تا سه تایی  یه دوری بزنیم. بعد اولین چیزی که شما خریدی یه عروسک ناز بافتنی هستش که اسمشم نازگل گذاشتی و شب رو هم با اون می خوابی  اینم عکس ناز گل خانم:           بعدش یه دونه جوراب شلواری حوله ای گرفتیم که خیلی گرمه و شیک هستش.           دوتا هم قاب عکس اسکندر و خواهرشو برات گرفتم که هنوز توش عکسی نذاشتم.         اینم اونیکی          یه جفت هم پاپوش گرفتم برات که تو خونه ی مامان جون مونده. بعدا عکس اونا رو هم م...
7 دی 1392

شب یلدا

سلام به همه ی دوستای ناز خودم شب یلدا رفتیم خونه ی مامانی و حسابی خوش گذروندیم.  فکر کنم از همه بیشتر به عسل جونم فرشته ی زمینی مامان خوش گذشته. چون دختر عموهای نازش بیتا و تینا دو تا عروسک ناز هم اونجا بودن.  و همش با هم در حال بازی میکردن. مامانی و بابایی هم زحمت کشیده بودن و کلی خوراکی آماده کرده بودن برامون که دستشون درد نکنه همش خوشمزه بود واقعا.   راستی مامانی هم زحمت کشیده بود و یه لباس خیلی ناز برای عسل جونم نفس مامان کادو دادن که خیلی خوشگله و عسل جونم کلی ذوق کرد.         ...
7 دی 1392

خاطرات سفر مشهد

سلام به همه یدوستای گل گلی خودم  خوبیییییییییین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ وای که چقدر دلتنگتون بودم خدارو شکر که سالم و سلامت رفتیم و برگشتیم خیلی خیلی بهمون خوش گذشت واقعا. جای همتون خالی بود . تا جایی که یادمه خاطراتمونو مینویسم براتون حرم خیلی خلوت بود و خیلی راحت با عسل میرفتیم زیارت میکردیم و میومدیم. بعدش هم کلی میگشتیم. جاهای زیادی رفتیم. کل مشهد رو زیر و رو کردیم. الماس شرق رفتیم که واقعا خیلی قشنگ بود. روز چهارشنبه هم به همراه دخملی رفتیم سرزمین موجهای آبی  که از ساعت 10 صبح رفتیم داخل و ساعت 7 بعد از ظهر بود که اومدیم بیرون. خدایی خیلی خوشگل بود و ح...
7 دی 1392

یا امام رضا

سلام به همه ی عزیزای دل خودم  بازم امام رضا قربونش برم مارو طلبیده و داریم میریم پابوسش  فداش بشم من که انقدر مهربونه  برای همه ی دوستای عزیزم و برای همه چشم به راهها دعا میکنم. البته خودمم محتاجم به دعا از همه ی لحظاتمون سعی میکنم که عکس بگیرم.  حالا خبر ندارین که دخمل مامان چقدر خوشحاله و داره عشق میکنه.    فداش بشم آخه بعد عید هر جا گنبد میدید میگفت اونجا مشهده. دورت بگردم شایدم امام رضا بخاطر دل مهربون تو مارو دوباره طلبیده. ایندفه سه نفری میریم. خانوادگی خیلی خوشحالم خیلی...
21 آذر 1392

تولدت مبارک داداش گلم

سلام به همه ی دوستای نازم امروز تولد یدونه داداش گلمه   خیلی دلم گرفته چون نمی تونم برم پیشش و الانم پیشش نیستم  ولی داداش جونم برات آرزوی بهترینهارو دارم و از ته دل برای آرزوی خوشبختی میکنم.  خوش بحالشون الان دور هم میگن و میخندن منم که جز تلفن زدن کار دیگه ای نمی تونم انجام بدم خلاصه که خیلی دلتنگ داداشمم و خیلی دوست داشتم الان بغلش میکردم و با یه بوس بهش تبریک میگفتم. ولی خب نشد دیگه قسمت این بود .  خدارو شکر راضیم به رضای خدا.  عزی...
20 آذر 1392